ما در کجای جنگ رسانه ای هستیم؟! وظیفه ما چیست؟!
ابتدا برای درک بهتر یک اصل علمی را بازگو می کنم که مشخص می کند چه می خواهم بگویم: اصل فشار
فشار عبارت است از نیروی وارد(مولفه اول) بر سطح مقطع(مولفه دوم) که این نسبت را فشار می گویند. هر چقدر که نیرو افزایش یابد، طبیعتا فشار هم افزایش می یابد ولی هر چه سطح افزایش یابد، فشار کاهش پیدا می کند. مثلا تصور کنید فشاری که یک میخ با نیروی 20 کیلو بر مقطعی کوچک وارد میشود چقدر از فشار یک جسم که سطح مقطع بزرگی دارد(مثلا جسمی مکعب مانند) بیشتر است. در مورد اول دیوار به راحتی سوراخ میشود و در مورد دوم شی فقط مقداری سنگینی می تواند به دیوار منتقل کند.
به تصویر زیر نگاه کنید. دایره های متحد المرکزی را می بینید که برای رسیدن به حلقه داخلی، حتما باید از دایره قبلی آن گذشت.

متاسفانه در شرایط سختی هستیم که یکی از دلایل به وجود آمدن آن خود ما هستیم. دایره ها را به این ترتیب نامگذاری کنید: از مرکز به بیرون: امام خامنه ای// احمدی نژاد: آخرین سنگری که در عرصه رسانه ای و فکری از ایشان محافظت می کند، کسی که نظرش به رهبری نزدیکتر است و... // جوانفکر: تنها کسی که در رسانه ها از احمدی نژاد دفاع می کند؛ او تنها کسی است که در قضیه استعفای مصلحی حاضر نشد خبر غیر موثقی که جاسوسان از بیت رهبری به بیرون منتشر کرده اند را درج کند، او تنها کسی است که به وصیت امام خمینی و امام خامنه ای که تنها اخبار رسمی رهبری قابل اعتماد است عمل کرد.// بعد از جوانفکر دیگر چیزی در حال حاضر وجود ندارد. قبلا مشایی و تا حدی بقایی بودند که قدرت طلبان این حلقه ها را شکستند تا دیگر نتوانند از بقیه دفاع کنند...
اما نقش ما چیست؟! چرا اینقدر فشار به رئیس جمهور و جوانفکر زیاد شده؟! برگردید به اصل فشار: چون تمام نیروی رسانه های اصولگرانمایان و اصلاح طلبان روی فقط دو نفر متمرکز شده است. متاسفانه ما به کسانی احتیاج داریم که بیایند و با صحبت کردن و تحمل فشار کمی از فشار وارد بر جوانفکر و احمدی نژاد کم کنند ولی کسی فعلا بطور جدی وارد نمیشود. اگر جوانفکر را بشکنند که در آستانه شکستن و خرد کردن او هستند(ولی او با مقاومتی مثال زدنی ایستاده، همچنان ایستاده) آنها دیگر تنها مانعی جلویشان خواهند داشت به نام احمدی نژاد، احمدی نژادی که سعی کرده اند تا او را تنها کنند.
و ما باید بیاییم و بتوانیم مقداری از فشار را تحمل کنیم. این یک وظیفه است. همچنان که برخی دوستان جهادی با به راه انداختن سایت هایی خبری کوچک، آمده اند تا یک حلقه کوچک را بسازند تا از انرژی قدرت طلبان برای رسیدن به خاکریزها کم کنند. برخی وبلاگ زده اند، برخی گفتگو می کنند، برخی کامنت می گذارند و...
باید بتوانیم بار فشار را از روی جوانفکر و احمدی نژاد کمی به خودمان منتقل کنیم. بهتر بگویم: صحنه ای از نبرد را تصور کنید که لشکریان حق و باطل روبروی هم قرار گرفته اند. لشکریان باطل مجهزند و پر شمار و باعث خوفی در دل سپاه حق شده اند. مشکل سپاه حق صرفا در خوف از باطل نیست که اتفاقا میدانند راهشان حق است و بر آن استوارند، بلکه در اینست که کمتر کسی پیدا میشود که به صف اول بیاید. کم نیستند کسانی که هستند ولی ترجیح میدهند در صف دوم و پنجم و... باشند تا صف اول.
بزرگترین مشکل ما فعلا همین است. من هر چند که از فدایی دل خوشی ندارم و او را یک تکفیری میدانم ولی باید به همت او تبریک گفت که همیشه سعی می کند حرف بزند! همین جبهه متحد را ببینید! یکی از عوامل قدرت رسانه ای آن اینست که هر روز چند نفری را دارد که از طرفش صحبت کنند، اما در جبهه ما واقعا چنین نیست. نگاهها به رئیس جمهور است تا او خط شکن باشد! جوانفکر را ببنید که چطور مردانه ایستاده. هر روز در یک دادگاه، هر روز یک تهمت، هر روز یک بازی جدید، هر روز کینه توزی برخی دستگاهها علیه او و... . الان هم می خواهند یک حلقه دیگر را از بین ببرند. با مدیر سایت دولت ما در نمایشگاه مطبوعات آشنا شدم. یکی از بچه های جهادی در حمایت از دکتر. کسی که مثل آب خوردن فیلترش می کنند ولی از رو نمیرود! جالب است که تنها مستمسک علیه او در فیلتر کیان پرس، توهین به "اصولگرانمایان"است!!! همزمان با محکومیت جوانفکر با تهمت توهین به رهبری، برای او سه احضاریه می آید!!! آقایان خودشان را رسانده اند به احمدی نژاد که بعدش بروند سراغ اصل کاری!
شاید برخی باور نکنند که هدف اصلی آقا باشد. باورتان میشد که علیه احمدی نژاد اینگونه موضع بگیرند؟! همان ارضی فحاش که میگفت قالیباف از گندم ریاست جمهوری نخواهد خورد، با رفتن فک و فاملیش به مترو(اگر تهرانی ها دقت کنند دقیقا می فهمند که تمام تبیغات مترو دست یک عده مثلا مداح و ... است!) آخر هر مجلس تشکری از قالیباف می کند! یا آیت الله مصباح! همین الان آیت الله مصباح سخنانی را می گوید که به راحتی آب خوردن با وسوسه اطرافیانش می تواند به مخالفت با رهبری تبدیل شود. ریشه های این مسئله در مصاحبه ایشان با نشریه 9 دی به شدت وجود دارد. ان شاء الله عمری بود به آن خواهم پرداخت.
به هر حال باید بتوانیم فشار را از روی چند نفر کم کنیم و روی تعداد بیشتری پخش کنیم. واقعا بعد از جوانفکر، دیگر چه کسی می ماند؟! لا حول و لا قوه الا بالله...
چند روزی نخواهم بود، یکی از دوستان زحمت سایت را خواهد کشید و ان شاء الله یکی دو مطلب قدیمی را در قالب بازنشر منتشر خواهد کرد. التماس دعا.